احمد رجبی راغب، فعال رسانه در یادداشتی نوشت: مردمان هنرمند لالجین، میراثدارانِ کیمیایِ تبدیلِ خاک به طلا هستند. آنان با دستهای پینهبسته و ذوق سرشار، تیشه بر تنِ سفتِ خاک میزنند تا از دلِ آن، فرم و معنا بیافرینند. اما امسال، هنرِ سفالگری لالجین در موکب حضرت ابوالفضل (ع) معنایی فراتر از یک صنعت یافته است. سفال، پیوندِ بیواسطهی انسان با زمین است؛ خاکی که به برکتِ خونِ سیدالشهدا، شفا و مرهم دردهای عالم شده است.
نوشیدن جرعهای آبِ خنک در گرمای طاقتفرسای مسیر، از کاسههای سفالی که عطر اصالت لالجین را با خود دارد، پیوند مبارکی است که لبهای تشنهی زائران را بیاختیار به یاد لبهای تشنهی ارباب در دشت کربلا میاندازد. این ظروف، تنها وسیلهای برای پذیرایی نیستند؛ بلکه حاملِ نجوایِ خاموشِ مردمانیاند که شاید خود پاهایشان به جادهی عشق نرسیده، اما روحشان را در قالبِ این ظروفِ سفالی صیقل داده و به دست زائران سپردهاند تا در هر جرعه، دعای خیری نهفته باشد.
روایتی از خدمتِ بیهیاهو
در مسیر همدان به سنندج، نرسیده به مجتمع «سفینه غرب»، تابلوی موکب حضرت ابوالفضل (ع) لالجین چون چراغی در شب میدرخشد. آنچه در بدو ورود، زائر را متوقف میکند، نه تجملات، که رنگوبوی اصالت است. اینجا همه چیز بوی سادگی میدهد؛ تمام ظروف مصرفی موکب، از لیوانِ چایِ روضهها تا کاسههای آش و بشقاب های سیب زمینی همگی از سفالِ بیریا و بومی لالجین انتخاب شدهاند.
تلاشِ خستگیناپذیرِ بانوان خادم برای شستوشوی روزانهی بیش از هزار ظرفِ سفالی، صحنهای است که اشک را به چشمان هر ناظری میآورد. پشت هر ظرفِ تمیز، دستانی خسته اما دلهایی بیقرار نهفته است؛ بانوانی که بیهیاهو، در گرمایِ طاقتفرسایِ آشپزخانه، با اخلاص و ارادت، سهمِ خود را در خدمت به زائران ادا میکنند تا نامشان در فهرستِ نوکرانِ حضرت ثبت شود.
در کنار آنها، خادمانِ موکب نیز با شور و اشتیاقی وصفناشدنی، میزبان زائرانی از قم، همدان، تهران، کرج، مشهد و ۱۹ استان دیگر هستند؛ دلهایی که زیر پرچم محبت اباعبدالله (ع) از اقصینقاط کشور گرد هم آمده و تصویری از وحدت و همدلی را خلق کردهاند که تنها در آستانِ حسین (ع) امکانپذیر است.
آمارهای خدمت؛ از اسکان تا پذیرایی
موکب حضرت ابوالفضل (ع) لالجین، تنها یک محل پذیرایی نیست؛ روایتی زنده از ایثار است. طبق گزارش مسئولین ستاد اربعین لالجین، حجم عملیاتی در این موکب خیرهکننده است: پذیرایی روزانه با ۱۰۰۰ وعده صبحانه، ۱۰۰۰ وعده ناهار و ۴۰۰۰ وعده شام از زائران اربعین در این مسیر است .
تأمینِ روزانهی این حجم از اطعام، با برآوردِ هزینههای مستقیمِ بالغ بر ۱2۰ میلیون تومان در روز، تنها با اتکا به نذورات مردمی و مدیریتِ جهادی محقق شده است. منویِ غذایی موکب نیز با تنوعی برخاسته از سلیقهی خادمان؛ از عدسیهای گرم در سپیدهدم گرفته تا آشهای سنتی، آبدوغخیارهای خنک و لقمه های پرمهر، تلاشی است برای اینکه زائر، در دور از خانه، طعمِ آرامش را بچشد.
اینگونه است که در جادهی پرشورِ پیادهروی اربعین، شهر لالجین با رویکردی که نشان از ایمان و هویت عمیقِ مردمش دارد، هنرِ خود را در طبق اخلاص نهاده و در خدمت به زائرانِ امام حسین (ع) به سجده برده است. لالجین، شهرِ سفال، امروز به شهرِ سجدهی در برابرِ عشق تبدیل شده است؛ جایی که خاکِ رس، در دستانِ خادمانِ حسین (ع)، به اکسیرِ سعادت تبدیل میشود.
لالجین؛ پناهگاهِ خستگیها در مسیر بازگشت
اما این روایتِ عشق، تنها به مسیر رفت و آمد محدود نمیشود؛ چرا که لالجین در مسیر بازگشت نیز، با همان دستانِ گشاده، چشمانتظار زائران است. اگر در مسیر رفت، شوقِ رسیدن به کربلا، لالجین را به پیشواز زائران فرستاد، در مسیر بازگشت نیز این شهر، نقشِ «آرامشبخش» را ایفا میکند.
زائرانی که با قلبی سرشار از اشک و بدنی خسته از پیمودنِ طولانیِ جادههای عشق، راهی موطن خویش هستند، میتوانند در لالجین، نفسی تازه کنند. اینجا، در دلِ حسینیهها و در منازلِ گرم و صمیمیِ هنرمندان این دیار، برای خستگیهایشان جایگاهی مهیاست. هنرمندانی که نه تنها خاک را به هنر بدل کردهاند، بلکه با گشودنِ آستانهی خانههای خود، فضایی برای استراحت و آرامش زائران فراهم آوردهاند؛ گویی میخواهند خستگیِ مسیر را با عطرِ اصالت و مهربانیِ لالجینیها جایگزین کنند.
این میزبانی، یک اتفاق گذرا نیست؛ بلکه پیمانی است که تا پایانِ ایامِ اربعین، هر شب تکرار میشود. لالجین تا آخرین زائرِ راهیِ خانه، همچنان در نقشِ میهمانسرا، با دلهایی پر از ارادت، میزبانِ خستگیهای زائران است تا آنان بتوانند با روحیهای تازه و خاطراتی سرشار از مهر، به سوی موطن خود بازگردند.
در واقع، لالجین در این ایام، از یک شهرِ هنری، به یک «ایستگاهِ آرامش» تبدیل شده است؛ جایی که خستگیِ جسم، در سایهی کرامتِ انسانی و هنرِ مذهبیِ مردمِ این دیار، به آرامشی روحانی بدل میشود.
انتهای پیام/

نظر شما